بازدید کننده گرامی! خوش آمدید. جهت دسترسی به تمام امکانات تالارهای گفتگو، لازم است با نام کاربری خود وارد شوید و اگر ثبت نام نکرده اید، ثبت نام نمایید. جهت ثبت نام اینجا را کلیک کنید.
 
راهنمایی: برای انتخاب تالار مورد نظر و مشاهده مطالب مرتبط با موضوع خود ، به صفحه اصلی تالارهای گفتگو بروید.
کانال خریداران و فروشندگان مواد پلاستیک آمار معاملات و عرضه های مواد پلیمری در بورس کالا را از طریق تلگرام دریافت کنید
تاریخ امروز 18 آگوست 2018, 13:49




پاسخ به موضوع  [ 5 پست ] 
 تاثیر انتخابات بر بورس اوراق بهادار ، شاخص بورس و اقتصاد 
نویسنده پیام
آواتار کاربر

عضو: 07 فوریه 2009, 10:45
پست ها: 956
در این تاپیک روند کلی شاخص بورس قبل و بعد از انتخابات مورد برسی قرار خواهد گرفت. و نظریات کارشناسان بورس و اقتصادیآورده خواهد شد.
یک کارشناس بازار سرمایه با بررسی رفتار ۱۸ سال بازار سهام و سرمایه گذاران، تاثیر انتخابات در سه مقطع قبل، حین و پس از برگزاری انتخابات بر بورس را تشریح کرد و گفت؛ «در مواقعی که انتخابات ریاست جمهوری منجر به انتخاب مجدد دولت حاکم شود، روند تغییرات شاخص بورس یک روند خطی ساده است.»
غلامرضا افشاری با بیان اینکه برگزاری انتخابات رکن اساسی نظام های دموکراسی است و در قالب این نظام، انتخابات لازمه افزایش نقش و مشارکت مردم در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه به شمار می رود، اظهار داشت؛ «در نظام های دموکراسی برگزاری انتخابات و تغییر در قدرت و حاکمیت سیاسی مهم ترین تحول سیاسی نظام است که منشاء تحولات گسترده اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دیگر جامعه به شمار می رود.»
او ادامه داد؛ «از آنجا که برگزاری انتخابات به صورت مستقیم به تحولات سیاسی می انجامد، بیشتر پژوهش ها در زمینه انتخابات نیز به بحث اثرات انتخابات بر ایجاد تحولات سیاسی پرداخته اند و تحولات اقتصادی و اثرات انتخابات بر اقتصاد تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته اند اما در بین متغیرهای اقتصادی، بورس اوراق بهادار با توجه به ویژگی های خاص خود در مقابل تحولات سیاسی بیشتر حساس است و اثرات انتخابات بر بورس نسبت به سایر متغیرهای اقتصادی مشهودتر است.»
این کارشناس بازار سرمایه با بیان اینکه در اقتصادهای پیشرفته امروزی وضعیت بورس هر کشور شاخص روشنی از وضعیت اقتصادی و سیاسی آن کشور است، ادامه داد؛ «هرچند بورس اوراق بهادار در کشور ما هنوز نتوانسته جایگاه واقعی خود را به عنوان رکن اساسی بازار سرمایه در اقتصاد بیابد اما به طور کلی می توان گفت شاخص بورس در ایران نیز تا حد زیادی نشان دهنده اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور است، به طوری که با بهبود چشم اندازهای اقتصادی و سیاسی در کشور شاخص بورس نیز بهبود می یابد و در مواردی که وضعیت اقتصادی و به خصوص سیاسی کشور با تحولات و بحران هایی روبه رو شده، این شاخص کاهش پیدا کرده است.»
افشاری که در پژوهشکده وزارت اقتصاد درخصوص رفتار بازار سهام در بحبوحه انتخابات در ۱۸ سال اخیر مطالعاتی را درباره تاثیر انتخابات در سه دوره قبل، حین برگزاری و پس از انتخابات بر بازار سرمایه انجام داده، گفت؛ «انتخابات به عنوان مهم ترین و سرنوشت سازترین حادثه عرصه سیاست و اقتصاد در هر کشور است که جایگاه خاصی در تحولات اقتصادی و اجتماعی آن کشور دارد. در هر انتخاباتی مردم با گزینش جریان فکری خاصی در حقیقت به برنامه هایی رای می دهند که اجرای آنها می تواند تغییرات عمده یی در سطح زندگی آنها و کل کشور داشته باشد.
از طرف دیگر عملکرد اقتصادی هر دولت نیز تاثیر بسزایی در تصمیم گیری رای دهندگان برای ابقای آن دارد. در حقیقت اقتصاد و انتخابات را می توان به عنوان دو روی یک سکه قلمداد کرد.» او ادامه داد؛ «در این بین بورس هر کشور و تغییرات آن به عنوان یکی از متغیر های مهم اقتصادی نیز نقش بسزایی در تصمیم گیری رای دهندگان در هر انتخاباتی دارد. با توجه به اینکه سرمایه گذاری در بورس (و اصولاً هر نوع سرمایه گذاری دیگری) با انواع مختلفی از ریسک (نظیر ریسک های اقتصادی، سیاسی، مدیریتی و... که سبب توجه یا گریز سرمایه ها از آن می شود) روبه رو است. انتخابات و تغییرات سیاسی در کشور می تواند منبع بالقوه یی برای تغییر ریسک سیاسی در تصمیم گیری سرمایه گذاران باشد.»
او افزود؛ «چرا که به طور کلی به دنبال هر انتخابات برگزار شده در کشور- به خصوص در زمانی که گرایش های سیاسی گروه های منتخب متفاوت از گروه حاکم قبلی باشد- به دلیل عدم ثبات و تداوم سیاست های پیشین اقتصادی در نتیجه تغییر ساختار مدیریتی کشور و از دیگر سو با توجه به اینکه در انتخابات ایران نقش شخصیت ها به مراتب پررنگ تر از احزاب و برنامه های آنهاست و برخی کاندیداها برنامه های روشنی در زمینه اقتصاد ارائه نمی دهند، لذا به دنبال انتخابات ریسک سیاسی و اقتصادی در کشور تغییر خواهد کرد که این تغییر با تغییر انتظارات سرمایه گذاران از آینده اقتصادی کشور همراه می شود که می تواند آثار زیادی بر بورس داشته باشد.» این محقق بازار سرمایه خاطرنشان کرد؛ «با توجه به این تغییرات و با توجه به دیدگاه سرمایه گذاران در مورد نتیجه انتخابات و تاثیرات آن این تغییر ریسک می تواند منجر به کاهش یا افزایش ریسک سیاسی در بورس شود.
مساله یی که در اینجا مطرح می شود، این است که با توجه به مسائل مطرح شده اندازه و جهت تاثیرات انتخابات بر بازار بورس چگونه و تا چه حد است و انتخابات مختلف برگزار شده در کشور چگونه بر بورس تاثیر می گذارند؟»
به گفته افشاری نظریه های اقتصاد و انتخابات روی عوامل و متغیرهای متمرکز در سطح کل جامعه مطرح شده اند که این نظریه ها به دو دسته نظریه چرخه های اقتصادی و نظریه های گزینش سیاست های کلان حزبی قابل تفکیک هستند.» او ادامه داد؛ «بر اساس نظریه های اقتصادی انتخابات، رای دهندگان بر اساس موقعیت ها و عملکرد اقتصادی نامزدها و احزاب آنها درباره رای دادن به آنها تصمیم گیری می کنند، چنانچه سابقه ذهنی خوبی از عملکرد نامزدها و احزاب آنها داشته باشند به آنها رای مثبت و در غیر این صورت به آنها رای منفی می دهند.
با این وجود که سابقه ذهنی شهروندان درباره عملکرد نامزدها اهمیت زیادی دارد، اغلب آخرین وضعیت ها و به تعبیر دیگر وضعیت زمان حاضر برای شهروندان ملموس و عینی تلقی می شود و سوابق ذهنی قبلی را تحت تاثیر قرار می دهد. بر این اساس مهم ترین ملاک تصمیم گیری افراد در این زمینه وضعیت موجود است.» افشاری با اشاره به اینکه رخدادهای سیاسی یکی از عمده ترین عوامل تاثیرگذار بر بازارهای مالی هستند، ادامه داد؛ «عموماً بازارها نسبت به ورود اطلاعات جدید مربوط به جهت گیری های سیاسی واکنش نشان می دهند. بنابراین رخدادهای سیاسی به دقت توسط سرمایه گذارانی که انتظارات خود را بر اساس پیامدهای این رخدادها بازنگری می کنند، دنبال می شوند.»
او گفت؛ «از میان رخدادهای سیاسی انتخابات سیاسی از اهمیت ویژه یی برخوردارند چون انتخابات فرصتی برای تاثیرگذاری بر روند میان مدت و بلندمدت سیاست های اقتصادی یک کشور را برای رای دهندگان (و سرمایه گذاران) فراهم می کند، در واقع رای دهندگان بر پایه وضعیت نامزدها، احزاب و کشور در دوره پیش از انتخابات تصمیم می گیرند که آیا سیاستمداران فعلی را برای دوره بعد مجدداً برگزینند یا خیر؟ از طرف دیگر انتخابات رخدادهایی هستند که توجه رسانه ها، نظرسنجان و تحلیلگران سیاسی و مالی را جلب می کنند، این فرآیند موجب انتشار اطلاعات به بازارهای مالی می شود.» به گفته او با افزایش اطمینان از نتایج انتخابات، حاضران در بازار مالی نسبت به توزیع احتمال پیشین خود در مورد سیاست هایی که ممکن است اجرا شوند و آثار اقتصادی حاصل از آنها، بازنگری می کنند.
کارشناس بازار سرمایه در بخش دیگری از اظهارات خود با اعلام اینکه داده های بورس از سال ۷۱ موجود است، گفت؛ «با بررسی های به عمل آمده طی ۱۸ سال گذشته و با نگاهی به انتخابات ریاست جمهوری و مجلس مشخص می شود هر دو سال یک بار یک انتخابات مجلس یا ریاست جمهوری را داشته ایم.»
او در برابر طرح این سوال که آیا انتخابات مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری تاثیری بر روند بورس دارند و کدام یک از جریان های انتخاباتی بر بازار سهام اثر بیشتری گذاشته است، پاسخ داد؛ «نتایج بررسی ها نشان می دهد اختلاف معناداری بین داده ها وجود دارد و لذا هر دو نوع این انتخابات روی بازار سهام کشور تاثیرگذار است.»


02 جولای 2009, 16:12
مشخصات شخصی
آواتار کاربر

عضو: 07 فوریه 2009, 10:45
پست ها: 956
تاثیر انتخابات ریاست جمهوری بر بازار سرمایه

مقاله زیر به نقل از روزنامه دنیای اقتصاد:
در این مقاله به بررسی روند بازارهای سرمایه در سال‌های برگزاری انتخابات می‌پردازیم. به‌هر جهت، برای اینکه بتوان وجود رابطه بین مشاهدات بازار و سال‌های انتخابات را اثبات کرد، آزمون‌های دقیقی شامل تجزیه و تحلیل‌های کمی و آماری را می‌توان به‌کار گرفت. در حالی‌که شرایط اقتصادی و بازار را نمی‌توان با سطوح دقت مشابه به‌صورت تجربی اندازه‌گیری کرد، کاربرد روش‌های تحلیلی مذکور به تایید یا رد باور رایج در مورد تاثیر انتخابات بر روی بازارهای سرمایه کمک خواهد کرد که در دامنه این مطالعه نیست.

به لحاظ آماری، سال‌های برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده آمریکا تاثیر مطلوبی بر روی عملکرد بازار سرمایه آن کشور داشته است. براساس مطلبی که در روزنامه یو اس ای تودی (یکی از روزنامه‌های ملی آمریکا) چاپ شده است، «سال‌های انتخابات معمولا خبرهای خوبی را برای بازارهای سرمایه نوید می‌دهند». برای ارائه مثال، روزنامه مذکور به عملکرد سالانه متوسط صنعت داو جونز (یک شاخص سهام ترکیبی) از سال 1964 الی 2000 پرداخته است.

از بین 10 سالی که در دوره زمانی مذکور انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد، تنها یک سال انتخاباتی با بازده منفی مواجه بود و متوسط بازده سالانه 3/9 درصد بوده است. گزارش‌ها و معیارهای اندازه‌گیری آماری مشابهی توسط منابع دیگر منتشر شده است. نشریه اینترنتی اینترا پرینیور نمونه دیگری است که با بررسی بازده شاخص 500 سهام برتر از سال 1928 نشان داد که متوسط بازده در سال‌های برگزاری انتخابات 9/2 درصد بیشتر از سایر سال‌ها می‌باشد و متوسط بازده در سال‌های برگزاری انتخابات 6/12 درصد بوده است.

بنابراین به‌وضوح مشاهده می‌شود که روند بازار سرمایه آمریکا در سال‌های انتخابات مثبت است، اما آیا این مساله واقعا بدان معنا است که انتخابات ریاست جمهوری بازار سرمایه را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟ در حالی‌که به‌وضوح یک همبستگی بین دو متغیر مذکور مشاهده می‌شود، اما این همبستگی از نوع کامل نیست و این ادعا که «سال‌های انتخابات بازارهای سرمایه را تحت تاثیر قرار می‌دهد»، نمی‌تواند به‌طور قطع صحیح باشد. علاوه بر مساله انتخابات، درصورتی‌که وضعیت تاریخی بازار سرمایه را در یک نمودار به تصویر بکشیم، مشاهده خواهیم کرد که معمولا تمایل بازارهای سرمایه برای روند صعودی بیشتر از روند نزولی است. چیزی که می‌توان گفت این است که ممکن است عواملی وجود داشته باشند که در سال‌های برگزاری انتخابات بازارهای سرمایه را تحت تاثیر قرار دهند، در حالی‌که این عوامل در سال‌های دیگر وجود ندارند یا به اندازه سال‌های انتخابات نیستند.

در ادامه به بررسی روند بازار سرمایه ایران در دو دوره انتخابات قبلی و ماه‌های اخیر که احتمالا تا حدی تحت تاثیر دهمین انتخابات ریاست جمهوری قرار گرفته است، می‌پردازیم. الگوهای مربوطه را می‌توان با استفاده از نمودارها و معیارهای تاریخی اندازه‌گیری کرد. امکان آزمون صحت این معیارها از طریق تجزیه و تحلیل‌های آماری نیز وجود دارد. تجزیه و تحلیل‌های آماری، صحت روابط مذکور را اندازه‌گیری و فرضیۀ وجود رابطه بین سال انتخابات و عملکرد بازارهای سرمایه را آزمون می‌کند که نتیجه می‌تواند تایید یا رد وجود رابطه باشد.

یکی از مهم‌ترین معیارهایی که در بررسی روند بازار سرمایه ایران مورد استفاده قرار می‌گیرد، شاخص قیمت است. شاخص قیمت بورس اوراق بهادار تهران شامل پرتفوی فرضی از کل سهام پذیرفته شده در بورس و نشانگر روند عمومی قیمت سهام کل شرکت‌های بورسی است. شاخص قیمت در تاریخ اول شهریور ۱۳۶۹ با عدد ۱۰۰ واحد تعریف شد و تغییرات سطح عمومی قیمت‌ها را نسبت به تاریخ مبدا نشان می‌دهد. اهمیت این معیار اندازه‌گیری تا حدی است که برخی‌ها آن را ميزان الحراره اقتصاد كشور تلقی می‌کنند. البته باید دقت کرد که تقسیم سود، افزایش سرمایه شرکت‌ها، عرضه اولیه سهام شرکت‌های جدید و نیز لغو پذیرش شرکت‌های پذیرفته شده در بورس از جمله عواملی هستند که می‌توانند شاخص قیمت را تحت تاثیر قرار دهند.

نمودار فوق روند شاخص قیمت بورس اوراق بهادار تهران را طی سال‌های 1379 الی 10 خرداد 1388 نشان می‌دهد. اطلاعات پایان هر ماه به منزله آخرین شاخص محاسبه شده در ماه مورد نظر است. خطوط سبز رنگ عمودی روزهای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران را نشان می‌دهد. ترسیم دو خط عمودی در سال 1384 به دلیل دو مرحله‌ای بودن انتخابات ریاست جمهوری در آن سال است. بررسی روند شاخص قیمت در سال 1380، 1384 و ماه‌های اخیر سال 1388 نشان می‌دهد که روند بازار سرمایه ایران در سال‌های برگزاری انتخابات یکسان نیست. البته در مورد سال 1388، باید وضعیت شاخص پس از برگزاری انتخابات نیز مورد بررسی قرار گیرد. در سال 1380 روند شاخص قیمت صعودی بود و در سال 1384 شاخص روند نزولی را تجربه کرد. این در حالی است که روند شاخص قیمت در سال 1388 یک روند مثبت و صعودی است. به‌هر جهت، نمی‌توانیم رابطه‌ دقیقی بین سال‌های برگزاری انتخابات و روند شاخص قیمت مشاهده کنیم (حداقل در 10 سال گذشته).

از آنجایی‌که تجزیه و تحلیل‌های آماری دانش مطلقی نیستند، ممکن است خطاهایی رخ دهد و یا با اشتباهات قضاوتی همراه باشند. به همین دلیل، تصمیم‌گیری درخصوص رابطه بین سال‌های برگزاری انتخابات و عملکرد بازارهای سرمایه و نیز متغیرهایی که به‌نظر می‌رسد این رابطه را تحت تاثیر قرار می‌دهند (مانند روان‌شناسی بازار و رفتار دولت)، تاحدی قضاوتی است.

همچنین روند شاخص کل (قیمت و نقدی) در پایان سال‌های 1379 الی 1387 در جدول آمده است. روند شاخص کل که تغییرات کل بازده سرمایه‌گذاری در بورس را نشان می‌دهد، مشابه روند شاخص قیمت است.

روان‌شناسی بازار در سال‌های انتخابات

یکی دیگر از عواملی که باید در بررسی عملکرد بازار مدنظر قرار گیرد، روان‌شناسی بازار است. روان‌شناسی بازار شامل سطوح احساسات و اطمینان سرمایه‌گذاران در طول دوره‌های زمانی خاص است. دوره زمانی مورد بررسی در این نوشته همان سالی است که انتخابات ریاست جمهوری در آن برگزار می‌شود. روان‌شناسی بازار را می‌توان از طریق بررسی اجمالی، نظرسنجی اینترنتی، الگوهای سرمایه‌گذاری، رفتار مصرف‌کنندگان و غیره اندازه‌گیری کرد. اعتبار معیارهای اندازه‌گیری را هم می‌توان با استفاده از تجزیه و تحلیل‌های آماری مورد آزمون قرار داد.

یکی از انواع تجزیه و تحلیل‌های آماری عبارت است از آزمون فرض آماری از طریق مقایسه فرضیه‌های صفر و مقابل و سپس وزن‌دهی اهمیت آماری با استفاده از مقادیر احتمال هر حالت. برای مثال این فرضیه که «سال‌های انتخابات تاثیر مطلوبی بر بازار سرمایه دارد»، به‌عنوان فرض صفر و مخالف این فرضیه به‌عنوان فرض مقابل درنظر گرفته شود و سپس با استفاده از اطلاعات بازار صحت آنها آزمون شود. به‌عبارت دیگر، آزمون فرض یکی دیگر از راهکارهای اندازه‌گیری صحت روابط بین متغیرها است.

رفتار قوه مجریه و تاثیر آن بر روی بازار سرمایهرفتار مقامات و نهادهای دولتی در سال‌های برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، یکی دیگر از ملاحظاتی است که باید در ارزیابی عملکرد تاریخی بازارهای سرمایه در طول سال‌های مذکور مورد توجه قرار گیرد. یک چنین الگویی از رفتارها شامل اقدامات رييس جمهور فعلی یا خط مشی‌های مبارزات تبلیغاتی کاندیداهای ریاست جمهوری نیز هست.

در حالی‌که چنین رفتارها و اقداماتی در سال برگزاری انتخابات ممکن است از جمله عوامل اثرگذار بر روی عملکرد بازار سرمایه قلمداد شوند، اینکه این اقدامات هدفمند بوده‌اند و به‌منظور تحت تاثیر قرار دادن بازار سرمایه اتخاذ شده‌اند، در حد یک حدس و گمان است، زیرا دولت‌ها و کاندیداهای ریاست جمهوری در برنامه‌های سیاسی خود به فراتر از بازار سرمایه می‌اندیشند. برنامه‌های کلان اقتصادی، حمایت از مردم، برنامه‌های قانونی، سیاست‌های خارجی و ... نمونه‌هایی از این مواردهستند.

مبارزات انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری ممکن است این طرز تفکر را القا کند که بازارهای سرمایه از برنامه‌های مطرح شده انتفاع خواهند برد. برای مثال فرض کنید قیمت بنزین و دیگر سوخت‌های فسیلی در دوران نزدیک به انتخابات افزایش یابد. نگرانی راجع‌به قیمت سوخت برای شرکت‌ها و افراد ممکن است موجب شود که کاندیداها در برنامه‌های خود در این خصوص اعلام موضع کنند. بقای انرژی، بهبود استانداردهای کارآیی، به‌کارگیری از انرژی قابل بازیافت و ... از جمله برنامه‌هایی هستند که کاندیداهای ریاست جمهوری می‌توانند راجع‌به نگرانی مذکور اعلام کنند. اعلام خط مشی درخصوص نگرانی‌های موجود و صنایع توسط کاندیداهایی که احتمال پیروزی آنها بیشتر است، ممکن است تحولاتی را در وضعیت برخی صنایع نوید دهد که این مساله بر روی اوراق بهادار منتشره از سوی شرکت‌های فعال در آن صنایع و در نتیجه بازارهای سرمایه اثرگذار است.

این الگوها به‌عنوان یکی از عوامل اثرگذار بر روی بازارهای سرمایه (و نه تمام عوامل) فرض می‌شوند. به‌عبارت دیگر، بازار سرمایه وسیع‌تر از مباحث مطرح شده است و عوامل دیگری غیر از برنامه‌های سیاسی بر آن تاثیر دارند، اما برنامه‌های سیاسی نیز می‌تواند یک متغیر نقش‌آفرین در تحولات بازار سرمایه باشد.


02 جولای 2009, 16:16
مشخصات شخصی
آواتار کاربر

عضو: 07 فوریه 2009, 10:45
پست ها: 956
همواره نتیجه انتخابات، و حتی اخبار قبل از آن، بر روی اقتصاد کشورها تاثیر بسیاری داشته است. این انتخابات هم، استثنایی نبود و حتی با شرایط غیر قابل پیش بینی ای که به همراه آورد، تاثیر مضاعفی بر روی اقتصاد ایران گذاشت. می خواهم در مطلب زیر به بررسی تاثیرات انتخابات بر روی اقتصاد و در مقابل تاثیر اقتصاد بر روی انتخابات بپردازم. اگر فرصت و مجالی باشد، در مطالب بعدی سراغی از تاثیر انتخابات کشور های مختلف بر اقتصاد کشورهای دیگر هم می گیریم.

آمریکایی ها اعتقاد دارند جنگ ماشین است. یعنی خود حرکت می کند و سوخت و تغذیه اش هم از راه خودش تامین می شود. البته این عقیده به این خاطر می تواند درست باشد که همیشه این جنگ ها را در خارج از خانه راه می اندازند و هزینه اش هم همیشه گردن کشورهای دیگر است!! ولی با این وجود هم، وضعیت اقتصادی سال های 90 الی 92 آمریکا که به دلیل جنگ عراق و کویت به وجود آمده بود، مردم را به جایی رساند که بیل کلینتون را به راحتی به جورج بوش پدر ترجیح دادند.
البته بدیهی است تمام مردم با دیدگاه اقتصاد اقدام به انتخاب نمی نمایند. در برخی کشور ها مسایل اعتقادی و سیاسی، میزان جرایم و خشونت در جامعه، مسائل زیست محیطی، حقوق شهروندی و سیاست خارجی تاثیرات بیشتری می تواند بر رای مردم داشته باشد، ولی به هر حال تحلیل زیر به مباحث اقتصادی مربوط می شود.
سه عامل در رای مردم با توجه به شرایط اقتصادی، به کاندیدای خود، تاثیر دارد:
اول وضعیت اقتصادی سال آخر (سال انتخابات)، دوم مزیت های زمان (دوره) رییس جمهور فعلی در زمان خود و سوم دیدگاه های بلند مدت مردم نسبت به اقتصاد کشورشان.
مدل فوق را برای ایران در انتخابات گذشته اینگونه می توان تصویر کرد:
سال 1387 بر مردم چگونه گذشته بود؟ تورم که مالیات پنهان نامیده می شود به چه اندازه نمایان بود؟ (به نظر من اعداد مهم نیستند، بلکه حس تورم توسط مردم مهم است که نمودار ها و آمار ارایه شده در مناظرات سیاسی و دعواهای بین کاندیداها بر آن تاثیر ندارد) بنگاه ها موفقیت سیاست ها و استراتژی های اقتصادی گذشته خود را چه میزان اندازه گرفته اند؟ بیکاری چه میزان است؟ و ...
سوال دوم اینکه مردم درباره مزیت ها دوره قبل چه فکر میکنند؟ رییس جمهور قبلی نفت را چند می فروخته است؟ شرایط اقتصادی دنیا چه میزان برای وی مساعد بوده است؟ و غیره
سوال آخر اینکه هر کسی آینده دراز مدت (5 الی 20 ساله) را چگونه می بیند؟ رای دهندگان ممکن است جزئیات را به خاطر نسپارند اما می دانند که اقتصاد در چند سال اخیر در مسیر درستی قرار داشته یا خیر و در نتیجه دورنمای آنان از ادامه این راه چه خواهد بود.

هر دولتی بعد از انتخابات یا تغییر می کند، یا تثبیت می شود و یا کسی با دیدگاه نزدیک به خود را در جای خود می بیند. تغییر دولت منجر به تغییر برنامه‌ های اقتصادی می شود و اولویت ‌های بودجه و سرمایه‌گذاری ‌های اقتصادی دولت را جابه جا می کند. به همین دلایل فعالان و بنگاه های اقتصادی با حمایت های مالی از نامزدها یا موضع‌گیری صنفی در انتخابات درگیر رقابت‌های انتخاباتی می‌شوند. البته برگزاری انتخابات بالذات تبعاتی برای اقتصاد دارد که مورد بحث ما نیست.

اگر به بورس به چشم قلب اقتصاد یک سیستم و شاخص بورس نبض این سیستم نگاه کنیم، پیروزی تیم حاکم در انتخابات ریاست جمهوری معمولا موجب بهبود و رشد شاخص¬های بورس می گردد و شکست آن اثرات شدید و منفی بر شاخص بورس بر جای گذاشته که همانطور که در پست قبلی به آن اشاره کردم، بیشترین آن مربوط به دوره نهم انتخابات ریاست جمهوری بوده است. عدم ثبات و تداوم سیاست های اقتصادی در نتیجه تغییر مجریان و تصمیم گیران و به طور کلی امکان شکست ساختار سیاست های اقتصادی و نیز تغییر در سیاست های بین المللی، ریسک اقتصای و سیاسی در کشور می تواند دلیل این دیدگاه مردم باشد.

اعلام برنامه های نامزدها و دیدگاه مردم که عملا در دو حالت نگاه شک آلود و یا اعتماد به صداقت نمایی که کاندیداها از برنامه های خود ارایه می کنند خلاصه می شود، نیز بر انتخابات تاثیر دارد. متاسفانه این اتفاق در انتخابات دهم ایران نیفتاد و تنها آقای رضایی برنامه ای مدون برای اقتصاد ارایه کردند.

بازار دیگری که بسیار حساس به تغییرات سیاسی است، بازار مسکن است. تا جایی که آل اسحاق، رییس اتاق تهران یک ماه قبل از انتخابات گفت: "هم اکنون صنایع مرتبط با ساخت ‌و ساز در وضعیت زرد قرار دارند و تداوم رکود مسکن می‌تواند بسیاری از رشته‌های ساختمانی را تهدید به تعطیلی کند. هر دولتی بعد از انتخابات خرداد ماه روی کار بیاید، باید در سیاست‌های فعلی تجدید نظر کند."
با توجه به این مساله، رکود جهانی مسکن و افزایش شدید قیمت مسکن در سال 86 می توان به این نتیجه رسید که دولت دهم ایران در بازار مسکن دشوارترین دوره ریاست را خواهد داشت. همینطور ارزان بودن نفت نسبت به دوره نهم ریاست جمهوری نیز مزید بر علت است که دولت نتواند پول به این بخش از بازار تزریق نماید. البته فراموش نکنیم که دولت خاتمی نفت را 16 دلار می فروخت و در حال حاضر حداقل میانگین 65 دلار را می توان برای نفت در نظر گرفت.


02 جولای 2009, 16:21
مشخصات شخصی
آواتار کاربر

عضو: 07 فوریه 2009, 10:45
پست ها: 956
مباحث انتخاباتی هنوز در جامعه موضوع اصلی خبرهاست و همانطور که می دانید انتخابات و نتایج آن نیز همواره یکی از موضوعات موثر در روند بورس است .
پس از اعلام نتیجه انتخابات در روز 23 خرداد ارزش معاملات روزانه بورس با افزایش چشمگیر 103 درصدی مواجه شد که این مسئله برخلاف دوره گذشته بود. اما از آن روز به بعد ارزش معاملات تالار حافظ کاهش محسوسی یافت بطوری که پس از 5 روز از برگزاری انتخابات ارزش معاملات روزانه در بورس به 75 میلیارد ریال رسید.

این بار به نظر می رسد بازار بجای شخص انتخاب شده به حاشیه های این انتخابات واکنش نشان داده است.

گفتنی است شاخص در 5 روز گذشته مجدداً در حالت نزولی قرار گرفت . بطوری که شاخص کل از 9365 به 9271 واحد رسید شاخص بازار اول و دوم نیز به ترتیب با 89 و 38 واحد کاهش به رقم های 7586 و 13504 واحد رسید که نشان می دهد شرکت های بازار دوم (تالار فرعی) با نوسان کمتری نسبت به شرکت های بازار اول مواجه بوده اند.

بیشترین ارزش معاملاتی در 5 روز گذشته متعلق به نمادهای بانک صادرات ، فولاد مبارکه ، بانک تجارت و مخابرات ایران بوده است که اکثر این نماد ها با کاهش قیمت مواجه شدند.

گفتنی است در این مدت بدترین بازدهی با 26- درصد مربوط به ذغال سنگ نگین طبس و بهترین بازدهی مربوط به نماد گروه صنعتی ملی با 52.82 درصد بوده است.

در مدت مذکور نمادهای گروه بانکی بجز بانک صادرات که با اندکی افزایش قیمت مواجه بوده سایر نمادهای دیگر این گروه با کاهش قیمت و بازدهی منفی روبرو بوده اند. همچنین علی رغم بهبود قیمت جهانی نفت تمامی نمادهای گروه پتروشیمی با بازدهی منفی روبرو شدند که پتروشیمی خارک و بازدهی 7- درصدی بدترین وضعیت را داشته است.

در پایان نکته ای که در مورد نوسانات اخیر بازار سرمایه می توان ذکر کرد این است که فعالان بازار سرمایه بجای اینکه نسبت به شخص انتخاب شده واکنش نشان دهند . بیشتر به حاشیه های این انتخابات واکنش نشان می دهند چرا که اکثر کارشناسان پیش بینی می کردند که در صورت تغییر در دولت فعلی بازار با واکنش مثبت روبرو می شود و در صورت ادامه دولت فعلی وضع تغییر خاصی نخواهد داشت . ولی روند نزولی بازار سرمایه در چند روز گذشته نشان داد که حاشیه انتخابات نیز تاثیر زیادی بر بازار سرمایه دارد.


02 جولای 2009, 16:28
مشخصات شخصی
آواتار کاربر

عضو: 07 فوریه 2009, 10:45
پست ها: 956
مقاله زیر به نقل از روزنامه دنیای اقتصاد

بررسی روند شاخص قیمت بورس اوراق بهادار تهران در سال های برگزاری انتخابات سرمایه گذاران از دیرباز بر این باورند که سال های انتخابات، سال های خوبی برای بازارهای سرمایه است. این اعتقاد از طریق مشاهدات عملکرد بازار سرمایه طی دهه های اخیر و در برخی موارد قرن اخیر تقویت شده بود.
در این مقاله به بررسی روند بازارهای سرمایه در سال های برگزاری انتخابات می پردازیم. به هر جهت، برای اینکه بتوان وجود رابطه بین مشاهدات بازار و سال های انتخابات را اثبات کرد، آزمون های دقیقی شامل تجزیه و تحلیل های کمی و آماری را می توان به کار گرفت. در حالی که شرایط اقتصادی و بازار را نمی توان با سطوح دقت مشابه به صورت تجربی اندازه گیری کرد، کاربرد روش های تحلیلی مذکور به تایید یا رد باور رایج در مورد تاثیر انتخابات بر روی بازارهای سرمایه کمک خواهد کرد که در دامنه این مطالعه نیست.
به لحاظ آماری، سال های برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده آمریکا تاثیر مطلوبی بر روی عملکرد بازار سرمایه آن کشور داشته است. براساس مطلبی که در روزنامه یو اس ای تودی (یکی از روزنامه های ملی آمریکا) چاپ شده است، «سال های انتخابات معمولاخبرهای خوبی را برای بازارهای سرمایه نوید می دهند». برای ارائه مثال، روزنامه مذکور به عملکرد سالانه متوسط صنعت داو جونز (یک شاخص سهام ترکیبی) از سال 1964 الی 2000 پرداخته است.
از بین 10 سالی که در دوره زمانی مذکور انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد، تنها یک سال انتخاباتی با بازده منفی مواجه بود و متوسط بازده سالانه 3/9 درصد بوده است. گزارش ها و معیارهای اندازه گیری آماری مشابهی توسط منابع دیگر منتشر شده است. نشریه اینترنتی اینترا پرینیور نمونه دیگری است که با بررسی بازده شاخص 500 سهام برتر از سال 1928 نشان داد که متوسط بازده در سال های برگزاری انتخابات 9/2 درصد بیشتر از سایر سال ها می باشد و متوسط بازده در سال های برگزاری انتخابات 6/12 درصد بوده است.
بنابراین به وضوح مشاهده می شود که روند بازار سرمایه آمریکا در سال های انتخابات مثبت است، اما آیا این مساله واقعا بدان معنا است که انتخابات ریاست جمهوری بازار سرمایه را تحت تاثیر قرار می دهد؟ در حالی که به وضوح یک همبستگی بین دو متغیر مذکور مشاهده می شود، اما این همبستگی از نوع کامل نیست و این ادعا که «سال های انتخابات بازارهای سرمایه را تحت تاثیر قرار می دهد»، نمی تواند به طور قطع صحیح باشد. علاوه بر مساله انتخابات، درصورتی که وضعیت تاریخی بازار سرمایه را در یک نمودار به تصویر بکشیم، مشاهده خواهیم کرد که معمولاتمایل بازارهای سرمایه برای روند صعودی بیشتر از روند نزولی است. چیزی که می توان گفت این است که ممکن است عواملی وجود داشته باشند که در سال های برگزاری انتخابات بازارهای سرمایه را تحت تاثیر قرار دهند، در حالی که این عوامل در سال های دیگر وجود ندارند یا به اندازه سال های انتخابات نیستند.
در ادامه به بررسی روند بازار سرمایه ایران در دو دوره انتخابات قبلی و ماه های اخیر که احتمالاتا حدی تحت تاثیر دهمین انتخابات ریاست جمهوری قرار گرفته است، می پردازیم. الگوهای مربوطه را می توان با استفاده از نمودارها و معیارهای تاریخی اندازه گیری کرد. امکان آزمون صحت این معیارها از طریق تجزیه و تحلیل های آماری نیز وجود دارد. تجزیه و تحلیل های آماری، صحت روابط مذکور را اندازه گیری و فرضیۀ وجود رابطه بین سال انتخابات و عملکرد بازارهای سرمایه را آزمون می کند که نتیجه می تواند تایید یا رد وجود رابطه باشد.
یکی از مهم ترین معیارهایی که در بررسی روند بازار سرمایه ایران مورد استفاده قرار می گیرد، شاخص قیمت است. شاخص قیمت بورس اوراق بهادار تهران شامل پرتفوی فرضی از کل سهام پذیرفته شده در بورس و نشانگر روند عمومی قیمت سهام کل شرکت های بورسی است. شاخص قیمت در تاریخ اول شهریور ۱۳۶۹ با عدد ۱۰۰ واحد تعریف شد و تغییرات سطح عمومی قیمت ها را نسبت به تاریخ مبدا نشان می دهد. اهمیت این معیار اندازه گیری تا حدی است که برخی ها آن را ميزان الحراره اقتصاد كشور تلقی می کنند. البته باید دقت کرد که تقسیم سود، افزایش سرمایه شرکت ها، عرضه اولیه سهام شرکت های جدید و نیز لغو پذیرش شرکت های پذیرفته شده در بورس از جمله عواملی هستند که می توانند شاخص قیمت را تحت تاثیر قرار دهند.
نمودار فوق روند شاخص قیمت بورس اوراق بهادار تهران را طی سال های 1379 الی 10 خرداد 1388 نشان می دهد. اطلاعات پایان هر ماه به منزله آخرین شاخص محاسبه شده در ماه مورد نظر است. خطوط سبز رنگ عمودی روزهای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران را نشان می دهد. ترسیم دو خط عمودی در سال 1384 به دلیل دو مرحله ای بودن انتخابات ریاست جمهوری در آن سال است. بررسی روند شاخص قیمت در سال 1380، 1384 و ماه های اخیر سال 1388 نشان می دهد که روند بازار سرمایه ایران در سال های برگزاری انتخابات یکسان نیست. البته در مورد سال 1388، باید وضعیت شاخص پس از برگزاری انتخابات نیز مورد بررسی قرار گیرد. در سال 1380 روند شاخص قیمت صعودی بود و در سال 1384 شاخص روند نزولی را تجربه کرد. این در حالی است که روند شاخص قیمت در سال 1388 یک روند مثبت و صعودی است. به هر جهت، نمی توانیم رابطه دقیقی بین سال های برگزاری انتخابات و روند شاخص قیمت مشاهده کنیم (حداقل در 10 سال گذشته).
از آنجایی که تجزیه و تحلیل های آماری دانش مطلقی نیستند، ممکن است خطاهایی رخ دهد و یا با اشتباهات قضاوتی همراه باشند. به همین دلیل، تصمیم گیری درخصوص رابطه بین سال های برگزاری انتخابات و عملکرد بازارهای سرمایه و نیز متغیرهایی که به نظر می رسد این رابطه را تحت تاثیر قرار می دهند (مانند روان شناسی بازار و رفتار دولت)، تاحدی قضاوتی است.
همچنین روند شاخص کل (قیمت و نقدی) در پایان سال های 1379 الی 1387 در جدول آمده است. روند شاخص کل که تغییرات کل بازده سرمایه گذاری در بورس را نشان می دهد، مشابه روند شاخص قیمت است.
روان شناسی بازار در سال های انتخابات
یکی دیگر از عواملی که باید در بررسی عملکرد بازار مدنظر قرار گیرد، روان شناسی بازار است. روان شناسی بازار شامل سطوح احساسات و اطمینان سرمایه گذاران در طول دوره های زمانی خاص است. دوره زمانی مورد بررسی در این نوشته همان سالی است که انتخابات ریاست جمهوری در آن برگزار می شود. روان شناسی بازار را می توان از طریق بررسی اجمالی، نظرسنجی اینترنتی، الگوهای سرمایه گذاری، رفتار مصرف کنندگان و غیره اندازه گیری کرد. اعتبار معیارهای اندازه گیری را هم می توان با استفاده از تجزیه و تحلیل های آماری مورد آزمون قرار داد.
یکی از انواع تجزیه و تحلیل های آماری عبارت است از آزمون فرض آماری از طریق مقایسه فرضیه های صفر و مقابل و سپس وزن دهی اهمیت آماری با استفاده از مقادیر احتمال هر حالت. برای مثال این فرضیه که «سال های انتخابات تاثیر مطلوبی بر بازار سرمایه دارد»، به عنوان فرض صفر و مخالف این فرضیه به عنوان فرض مقابل درنظر گرفته شود و سپس با استفاده از
اطلاعات بازار صحت آنها آزمون شود. به عبارت دیگر، آزمون فرض یکی دیگر از راهکارهای اندازه گیری صحت روابط بین متغیرها است.
رفتار قوه مجریه و تاثیر آن بر روی بازار سرمایه
رفتار مقامات و نهادهای دولتی در سال های برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، یکی دیگر از ملاحظاتی است که باید در ارزیابی عملکرد تاریخی بازارهای سرمایه در طول سال های مذکور مورد توجه قرار گیرد. یک چنین الگویی از رفتارها شامل اقدامات رييس جمهور فعلی یا خط مشی های مبارزات تبلیغاتی کاندیداهای ریاست جمهوری نیز هست.
در حالی که چنین رفتارها و اقداماتی در سال برگزاری انتخابات ممکن است از جمله عوامل اثرگذار بر روی عملکرد بازار سرمایه قلمداد شوند، اینکه این اقدامات هدفمند بوده اند و به منظور تحت تاثیر قرار دادن بازار سرمایه اتخاذ شده اند، در حد یک حدس و گمان است، زیرا دولت ها و کاندیداهای ریاست جمهوری در برنامه های سیاسی خود به فراتر از بازار سرمایه می اندیشند. برنامه های کلان اقتصادی، حمایت از مردم، برنامه های قانونی، سیاست های خارجی و ... نمونه هایی از این مواردهستند.
مبارزات انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری ممکن است این طرز تفکر را القا کند که بازارهای سرمایه از برنامه های مطرح شده انتفاع خواهند برد. برای مثال فرض کنید قیمت بنزین و دیگر سوخت های فسیلی در دوران نزدیک به انتخابات افزایش یابد. نگرانی راجع به قیمت سوخت برای شرکت ها و افراد ممکن است موجب شود که کاندیداها در برنامه های خود در این خصوص اعلام موضع کنند. بقای انرژی، بهبود استانداردهای کارآیی، به کارگیری از انرژی قابل بازیافت و ... از جمله برنامه هایی هستند که کاندیداهای ریاست جمهوری می توانند راجع به نگرانی مذکور اعلام کنند. اعلام خط مشی درخصوص نگرانی های موجود و صنایع توسط کاندیداهایی که احتمال پیروزی آنها بیشتر است، ممکن است تحولاتی را در وضعیت برخی صنایع نوید دهد که این مساله بر روی اوراق بهادار منتشره از سوی شرکت های فعال در آن صنایع و در نتیجه بازارهای سرمایه اثرگذار است.
این الگوها به عنوان یکی از عوامل اثرگذار بر روی بازارهای سرمایه (و نه تمام عوامل) فرض می شوند. به عبارت دیگر، بازار سرمایه وسیع تر از مباحث مطرح شده است و عوامل دیگری غیر از برنامه های سیاسی بر آن تاثیر دارند، اما برنامه های سیاسی نیز می تواند یک متغیر نقش آفرین در تحولات بازار سرمایه باشد.

نويسنده: مسعود غلام زاده لداری


02 جولای 2009, 16:32
مشخصات شخصی
مشاهده پست های قبلی:  نمایش بر اساس  
پاسخ به موضوع   [ 5 پست ] 

افراد آنلاین

کاربران حاضر در این تالار: - و 6 مهمان


شما نمی توانید در این تالار موضوع جدید باز کنید
شما نمی توانید در این تالار به موضوع ها پاسخ دهید
شما نمی توانید در این تالار پست های خود را ویرایش کنید
شما نمی توانید در این تالار پست های خود را حذف کنید
شما نمی توانید در این تالار ضمیمه ارسال کنید

جستجو برای:
پرش به:  

Powered by phpBB © phpBB Group
تبادل لینک | تماس با ما | دریافت قیمت کالاهای معامله شده از طریق ایمیل | تبلیغات در سایت | قیمتهای روزانه کالاهای پایه ایی در سایت | نقشه سایت | صفحه اصلی سایت | مقالات سایت


تمام حقوق برای سایت بورس کالا محفوظ است. نقل و استفاده از مطالب سایت  بورس کالا فقط با ذکر نام و لینک آدرس سایت بورس کالا مجاز است.
نوشته ها و نظرات کاربران سایت ، نظر شخصی افراد بوده و لزوما مورد تایید سایت نیست
توجه : سایت بورس کالا ، یک سایت مستقل و خصوصی بوده و ارتباطی با شرکت بورس کالای ایران ندارد