بازدید کننده گرامی! خوش آمدید. جهت دسترسی به تمام امکانات تالارهای گفتگو، لازم است با نام کاربری خود وارد شوید و اگر ثبت نام نکرده اید، ثبت نام نمایید. جهت ثبت نام اینجا را کلیک کنید.
 
راهنمایی: برای انتخاب تالار مورد نظر و مشاهده مطالب مرتبط با موضوع خود ، به صفحه اصلی تالارهای گفتگو بروید.
کانال خریداران و فروشندگان مواد پلاستیک آمار معاملات و عرضه های مواد پلیمری در بورس کالا را از طریق تلگرام دریافت کنید
تاریخ امروز 18 ژانویه 2020, 14:44




پاسخ به موضوع  [ یک پست ] 
 اینترنت و آینده کتاب و ناشران 
نویسنده پیام

عضو: 14 فوریه 2009, 09:39
پست ها: 1056
با آمدن اينترنت و رسانه‌هاي جديد عدم تمايل به خواندن داستان‌هاي ادبي،‌ دغدغه بسياري از ناشران شده است. اندي هانتر و اسكات ليندنبام از گردآوران نوشته‌هاي ادبي در يك فصل‌نامه مي‌باشند.

آنها معتقدند رسانه‌هاي جديدي مثل توييتر (Twitter)، يوتوب (YouTube) و iPad مي‌توانند نقش بسيار مهمي در ارائه داستان‌هاي ادبي داشته باشند. آنها در اين راستا تلاش‌هاي زيادي انجام داده‌اند از جمله ساخت داستان‌هاي نويسندگان بزرگ به صورت فيلم يا كليپ‌هاي كوتاه. در زير گفت‌وگويي ميان Knowledge@Wharton، هانتر و ليندنبام در نشست اخير آنها با كمي تغيير آورده شده است.

سوال: كمي راجع به نوشته‌هاي ادبي الكتريكي توضيح دهيد.

هانتر: من و اسكات هر دو داستان‌نويس بوديم و در زماني با يكديگر آشنا شديم كه اكثر افراد –حتي افراد بزرگي نظير فيليپ راث- اميدي به آينده نشر و فروش كتاب نداشتند. ما احساس كرديم كه بايد طرحي جديد براي انتشار داستان‌هاي ادبي ارائه كنيم؛ بنابراين تصميم گرفتيم از رسانه‌هاي جديد كه خود تهديدي براي نوشته‌هاي ادبي محسوب مي‌شدند به نحوي استفاده كنيم تا برخلاف انتظار توسط آنها به انتشار نوشته‌هاي ادبي كمك كنيم. به اين ترتيب طرحي ارائه كرديم كه در آن برای پرداخت دستمزد نویسندگان از توزیع دیجیتالی کتاب استفاده می‌شود؛ چرا که در صورت توزیع دیجیتال می‌توان در هزينه‌هاي مربوط به حمل‌ونقل و انبارداري كتاب‌ها که برای چاپ کتاب صرف می‌شود صرفه‌جویی کرد. به اين ترتيب با نشر بخش اعظمي از كتاب‌ها به صورت ديجيتالي، هزينه‌هاي اشاره شده كاهش يافتند. در اين شرايط چاپ كتاب به صورت دلخواه انجام مي‌شد و هر كس تمايل داشت كتاب را برايش پرينت مي‌كرديم و ديگر براي جلد كتاب هزينه‌اي مصرف نمي‌شد.

ليندنبام: در اين روش مي‌توانيم روي برقراري ارتباط با خواننده تمركز بيشتري داشته باشيم. در نشريات سنتي هزينه زيادي صرف چاپ مطالب مي‌شود، اما در اين طرح مي‌توانيم اين هزينه را ذخيره كنيم و صرف روش‌هايي براي برقراري ارتباط بهتر با خوانندگان كنيم. به عنوان مثال ما يك امكان جديد راه‌اندازي كرديم به نام «سريال‌هاي انيميشني تك‌جمله‌اي.» از اين قسمت براي معرفي افراد (نظير ريك مودي)، كتاب‌ها و موضوعات جديد استفاده مي‌كنيم. به اين صورت كه نويسنده براي معرفي كتاب جديدش پيامي تبليغاتي ارائه مي‌كند و ما آن را به صورت يك كليپ آماده مي‌كنيم و روي سايت‌هايي مثل يوتوب قرار مي‌دهيم. به اين ترتيب ارتباط خوبي با خوانندگان برقرار كرده و محصولاتمان را به راحتي معرفي خواهيم كرد، به اين ترتيب هم فروشمان بيشتر مي‌شود و هم فرهنگ خواندن را گسترش مي‌دهيم.

هانتر: من مي‌خواهم كمي راجع به كليپ‌هايمان توضيح دهم. ما براي ساخت اين كليپ‌ها از هنرمندان و موسيقيدانان حرفه‌اي در كنار داستان‌نويسان خود استفاده مي‌كنيم. به اين ترتيب سعي مي‌كنيم داستان خوانی را هر چه بیشتر با فرهنگ خود آمیخته کنیم. استفاده ما از اینترنت و شخصیت‌های معروف در واقع تلاشی برای حفظ ادبیات به عنوان بخشی از فرهنگ ماست.

ليندنبام: بنابراين طرح ما دو مرحله دارد، ابتدا تغيير نحوه انتشار متون از حالت سنتي به حالت ديجيتالي و اختصاص حدود 80 درصد نشريات به صورت ديجيتالي، سپس استفاده از رسانه‌هاي جديد –نظير iPhone، iPad و...- براي به نتيجه رساندن اين مهم. در واقع اين طرح مشخص مي‌كند، تقاضاي عموم مردم در چه محل‌هايي متمركز است. با آگاهي از اين موضوع بخش اعظم نشريات را به اين قسمت‌ها اختصاص مي‌دهيم. پس از آنكه چگونگي توزيع نشرياتمان را مشخص كرديم، به كمك رسانه‌هاي جديد تحولي در نشر آنها ايجاد مي‌كنيم.

سوال: در ميان صحبت‌هايتان به ساخت انيميشن‌هاي تبليغاتي اشاره كرديد نظير آنچه براي اثر ريك مودي در توييتر انجام داديد. چطور تشخيص مي‌دهيد كه اين كليپ‌ها را در كجا بيشتر پخش كنيد؟

ليندنبام: پخش اثر ريك مودي اولين داستاني نبود كه به اين صورت پخش مي‌شد، اما تفاوت عمده آن اين بود كه ريك مودي آن را مخصوص توييتر نوشته بود؛ بنابراين اين يك مثال خاص است؛ چراكه او از ابتدا نسبت به محدوديت‌هايش آگاه بود، مثلا مي‌دانست كه او 140 شخصيت داستاني بيشتر ندارد؛ بنابراين داستانش را بر مبناي همين امر نوشته بود. به اين ترتيب داستان وي به صورت كليپ‌هاي كوتاه ساخته شد و در توييتر پخش شد.

پس از اتمام داستان آن را به صورت پرينت شده نيز ارائه كرديم، اما انگار متن براي چاپ کاغذی مناسب نبود و وقتي خوانندگان متن را به صورت چاپی خريداري مي‌كردند، احساس مي‌كردند كه متن براي قالب ديگري طراحي شده است؛ بنابراين بسيار مهم است كه متن با قالب (رسانه‌اي كه متن در آن‌جا نشر مي‌شود) تناسب داشته باشد. مردم نيز به خوبي درك مي‌كنند چه كسي در حال سوء استفاده از محيط‌هايي جذاب مثل توييتر است تا محصولش را به فروش برساند و چه كسي از محلي مثل توييتر استفاده مي‌كند و با در نظر گرفتن محدوديت‌هاي آن، صرفا براي جذاب شدن محصولش تلاش و برنامه‌ريزي مي‌كند و نهايتا محصولش را روي توييتر يا يوتوب اكران مي‌كند. در پايان روز نيز متوجه مي‌شويم كه تعداد مراجعه‌كنندگان چقدر بوده و همين امر نشان مي‌دهد علاقه مردم به چه سمتي است.

سوال: مي‌توانم تصور كنم كه ريك مودي چه كار سختي داشته است وقتي مجبور بوده فقط از 140 شخصيت داستاني استفاده كند!

هانتر: بله. به گفته خودش هنگام نوشتن داستان مدام شخصيت‌هاي داستانش را با محدوديتش در توييتر چك مي‌كرد.

سوال: شما تا كنون با نويسندگان بزرگي كار كرده‌ايد. در اوايل كار چطور آنها را راضي به انجام طرح‌هايي به اين سبك مي‌كرديد؟

هانتر: واضح است كه در ابتدا كار بسيار دشواري بود. بسياري از نويسندگان بزرگ كه با انتشارات مختلفي كار مي‌كردند حاضر به چنين ريسكي نبودند، چراكه ما تا آن وقت هیچ نمونه‌ای در اختيار نداشتيم؛ بنابراين دليل مخالفت آنها كاملا منطقي بود، اما نقطه اشتراك همه ما نگراني در رابطه با آينده كتابخواني بود. در نهايت نيز صبر و تلاش ما براي اثبات ضرورت استفاده از تكنولوژي‌هاي ديجيتالي جواب داد و وقتي ما نتايج كار را بطور واضح برای آنها بيان كرديم آنها نيز چنين ريسكي را قبول كردند و حاضر به همكاري شدند، اكنون نيز جواب همكاريشان را گرفتند.

ليندنبام: يكي از مسائلي كه گواهي بر اين ادعاست، اين بود كه نويسندگاني كه با ما همكاري مي‌كردند نظير ريك مودي، پس از مدتي پيش ما مي‌آمدند و جملاتي نظير «واي، اين كار تجربه بسيار لذت‌بخشي است» يا «اين يكي از جذاب‌ترين همكاري‌هايي است كه من تا كنون داشته‌ام» بيان مي‌كردند. به اين ترتيب آنها براي نويسندگان ديگر كه با آنها در ارتباطند از مزاياي اين تجربه جديد صحبت مي‌كنند. در نتيجه نويسندگان ديگر نيز براي همكاري نزد ما مي‌آيند و ما با استفاده از اعتباري كه تا كنون به دست آورده‌ايم آنها را به دنيا معرفي مي‌كنيم.

سوال: در پي نشستي كه در كنفرانس امروز داشتيم، شما اظهار كرديد ناشران سنتي پذيراي چنين تحولي نمي‌باشند و اصولا طرح‌هاي جديد براي اينكه جايگاه لازم را پيدا كنند مشكلات زيادي پيش رو دارند. به نظر شما اين مشكلات چيست؟ و ناشران قديمي چطور مي‌توانند زمينه را براي رشد چنين نوآوري‌هايي فراهم كنند؟

هانتر: چندي پيش با يكي از ويراستارهاي بزرگ گفت‌وگو مي‌كردم. وي اظهار داشت، نويسنده‌اي را مي‌شناسد كه طرفداران اينترنتي زيادي داشته است. پس از مدتي تصميم گرفتند كه امكاني در iPhone براي ارائه نوشته‌هاي وي ايجاد كنند. وقتي اين موضوع را با همكارانش در شركت مطرح كرده بود، در جواب گفته بودند: «خوب، ما تمايل به انجام كاري نداريم كه در خارج از شركت خودمان انجام شود؛ چراكه در اين صورت تمام اطلاعات مربوط به آن، در اختيار كساني قرار مي‌گيرد كه در خارج از شركت ما مي‌باشند، ما مي‌خواهيم كاري انجام دهيم كه افراد خودمان درگير آن باشند.» در جواب آنها بايد بگوييم، اول از همه اينكه شما تنها با كاركنان خود در تماس هستيد، در حالي كه افراد خبره ديگري نيز در جامعه وجود دارند كه مي‌توانند به شما كمك كنند. دوم اينكه وقتي شما مي‌خواهيد يك فعاليت جديد را با کمک كاركنان خود انجام دهيد بايد كارهاي عقب‌مانده و وظايف كاركنان را نيز در نظر بگيريد. به نظر من ناشران بايد وظايف و قواعد دست و پاگیر مربوط به كاركنان را تا حد امكان كاهش دهند. همچنين بايد ساختار را تغيير دهند و هميشه افراد خلاقي داشته باشند تا به كمك ايده آنها بتوانند از فرصت‌هاي پيش‌آمده نهايت استفاده را ببرند؛ چراكه فرصت‌ها محدودند. در اين زمينه ناشران جديد موفق‌ترند، چراكه انعطاف‌پذيري بيشتري در مواجهه با ايده‌هاي نو دارند.

سوال: براي افرادي كه قصد دارند در زمينه نشر اينترنتي فعاليت كنند چه پيشنهادي داريد؟

ليندنبام: كاملا بستگي به نوع متون آنها دارد. به عنوان مثال يكي از فعاليت‌هاي اخير ما كه محبوبيت بيشتر ما را به همراه داشت نشر داستان‌هاي كوتاه بود كه تا كنون كمتر مورد توجه قرار گرفته است، اما اگر قرار باشد براي نشر يك مجله مد دست به كار شويد، شرايط كاملا متفاوت خواهد بود. من دقيقا نمي‌دانم چه پيشنهادي بايد بدهم، تنها نكته شايان توجه اين است كه براي به نتيجه رسيدن بايد تلاش فوق‌العاده زيادي انجام دهيد. اگر با خود مي‌گوييد كه من عضو iPhone يا iPad هستم يا دوستي دارم كه مي‌تواند كدهاي مربوط به iPhone يا iPad را برايم بنويسد، پس ديگر همه چيز حل مي‌شود و مي‌توانم موفق شوم، بايد بگويم كه سخت در اشتباهيد؛ چراكه تنها زماني مي‌توانيد وارد بازار نشريات الكتريكي شويد كه بتوانيد برند خود را به مردم بشناسانيد.

هانتر: به نظر من هم رمز موفقيت همين تبليغات است تا برند خود را در ميان خوانندگان جا بيندازيد. وقتي در ميان مردم محبوبيت پيدا كنيد، مي‌توانيد محصولات خود را به راحتي عرضه نماييد. پس بايد تلاش كنيد تا برند خود را كه همانند شناسنامه شماست به مردم بشناسانيد.

مجله‌هاي ادبي مانند يك بازار دورافتاده مي‌باشند كه ممكن است كسي آنها را حتي نديده باشد. عموما اين مجله‌ها حاوي يك داستان كوتاه، سپس يك مقاله و بعد يك شعر، پس از آن يك عكس سياه و سفيد از يك راهرو و بعد يك نقاشي با ذغال از يك ظرف پر از ميوه و دوباره يك شعر مي‌باشند. بعضي از اين مجله‌ها كيفيت بهتري دارند، اما همه آنها به مثابه يك جعبه ناشناخته مي‌باشند. وقتي تصميم مي‌گيريم فقط مطالب تخيلي منتشر كنيم، به سرعت به اين نام در ميان خوانندگان شناخته مي‌شويم و هنگامي كه از عكس‌ها و مطالب جنجالي يا خنده‌دار استفاده كنيم خوانندگان جوان را به خود جلب خواهيم كرد. تمام اينها الزامات کسب محبوبيت برای برندتان نزد مردم را مهيا مي‌سازد و مي‌توانيد رابطه خوبي با خوانندگان برقرار كنيد. بايد مردم را از طريق فيس‌بوك، توييتر يا ديگر شبكه‌هاي اجتماعي با فعاليت‌هاي خود آشنا كنيد، يعني بايد امكاناتي را فراهم آوريد تا مردم بتوانند به سادگي در سايت شما ثبت‌‌نام كنند و با امكانات و محصولات جديد شما آشنا شوند. به اين منظور بايد وقت زيادي (20 درصد زمانتان) را صرف خواندن و صحبت كردن در مورد داستان‌ها نماييد تا در نهايت محبوبيت خود را ميان مردم افزايش دهيد.

ليندنبام: ما تنها می‌توانیم 20 درصد از زمانمان را صرف خواندن كنيم و می‌خواهیم مردم را متقاعد كنيم 80 درصد از وقت خود را صرف خواندن كنند. نكته ديگري كه مي‌خواهم اضافه كنم اين است كه مطالب شما نبايد سنگين و نامفهوم باشند؛ بنابراين بايد از مطالب بسيار جذاب و خواندني استفاده كنيد. مشكل ديگري كه وجود دارد انتصاب خويشاوندي است، يعني ناشران از مطالب دوستان و خويشاوندانشان بدون در نظر گرفتن كيفيت آنها استفاده مي‌كنند. وقتي شما نزد خوانندگان محبوبيت پيدا مي‌كنيد، آنها به شما اطمينان مي‌كنند و انتظار دارند آن‌چه را كه واقعا شايسته خواندن است منتشر كنيد، نه آن‌چه به سود شما است.


14 آگوست 2010, 09:52
مشخصات شخصی
مشاهده پست های قبلی:  نمایش بر اساس  
پاسخ به موضوع   [ یک پست ] 

افراد آنلاین

کاربران حاضر در این تالار: - و 6 مهمان


شما نمی توانید در این تالار موضوع جدید باز کنید
شما نمی توانید در این تالار به موضوع ها پاسخ دهید
شما نمی توانید در این تالار پست های خود را ویرایش کنید
شما نمی توانید در این تالار پست های خود را حذف کنید
شما نمی توانید در این تالار ضمیمه ارسال کنید

جستجو برای:
پرش به:  

Powered by phpBB © phpBB Group
تبادل لینک | تماس با ما | دریافت قیمت کالاهای معامله شده از طریق ایمیل | تبلیغات در سایت | قیمتهای روزانه کالاهای پایه ایی در سایت | نقشه سایت | صفحه اصلی سایت | مقالات سایت


تمام حقوق برای سایت بورس کالا محفوظ است. نقل و استفاده از مطالب سایت  بورس کالا فقط با ذکر نام و لینک آدرس سایت بورس کالا مجاز است.
نوشته ها و نظرات کاربران سایت ، نظر شخصی افراد بوده و لزوما مورد تایید سایت نیست
توجه : سایت بورس کالا ، یک سایت مستقل و خصوصی بوده و ارتباطی با شرکت بورس کالای ایران ندارد